X
  • درمان اعتیاد,پیشگیری از لغزش,مشاوره اعتیاد,مشاوره اعتیاد و خانواده,مهارت‌های زندگی

    درمان اعتیاد

    پیشگیری از لغزش

  • درمان اعتیاد,پیشگیری از لغزش,مشاوره اعتیاد,مشاوره اعتیاد و خانواده,مهارت‌های زندگی

۱۲ قدم درمانی (بخش دوم)

... قسمت قبل

بخش دوم

مقاسه انواع روان گردان و نيروهاي شفابخش دوازده قدم

هدف

در اينجا، هدف اين است كه در قالب عبارات واصطلاحات تئوريك گسترده و جامع تر، به توضيح اين مطلب پرداخته شود كه عوامل شفا يا عوامل كمك كننده موجود در انواع روان درماني به طوركلي، در دوازده قدم AA موجود  به شكلي مؤثرتر قابل استفاده و كارآمد مي باشد .

پاره اي اوقات اشاره به دوازده قدم يا AA ، به طور واضح دربرگيرنده كتب و نشريات – به ويژه كتابهاي عمده و اصلي آن از جمله الكلي هاي گمنام و دوازده قدم و دوازده سنت – جلسات و تعاملات آن، خواندني هاي ومشاركت در جلسات؛ و هم چنين دربرگيرنده ي جنبه هاي وسيع تر اجتماع پذيري انجمن AA مي باشد .

برنامه دوازده قدم AA در مبناي وسيع تر كلمه مي تواند در بيشتر موارد به ساير برنامه هاو انجمن هاي دوازده قدمي اطلاق گردد و به اين ترتيب در توضيح چگونگي قابليت و توان ساير برنامه هاي دوازده قدمي در پرداختن به مشكلات رفتاري ويژه آن ها مفيد واقع شود .  

 

انواع روان درماني

دكتر جود مارمر، يافته هاي تحقيق را با توجه به طبيعت و ماهيت روند درمان كه لازمه ي تغييرات رفتاري است ، با يكديگر تلفيق نموده، مي گويد: بسياري از محققان به اين نتيجه مي رسند كه وجه مشترك نشانه ها و علائم اصلي واساسي ، نقش تعيين كننده در كليه انواع روان درماني پويه نگر، رفتاري انسان مدارانه ايفا ميكنند؛ گرچه هر رويكرد بر نوع متفاوتي تاكيد مي ورزد .

پيروي از عبارت((ارتباط خوب و مناسب – درمانگر))(صفحه 415)زير بناي اصلي كليه انواع روان درماني را تشكيل مي دهد. سپس مارمر به تشخيص و شناسائي ان دسته از عناصر اصلي و معمول فرآيند روان درماني مي پردازد :

1- رهائي از احساسات ناخوشايند ( فشار هيجاني)در شرايطي كه اميد و انتظار دريافت كمك وجود دارد .

2- دانش شناخت پايه واساس مشكلات بيمار

3- باز سازي كنشي در جهت ايجاد الگوهاي سازگار رفتاري، توسط نشانه هاي رضايت – عدم رضايت آشكار يا پنهان ؛ ونيز از طريق تجربه ي احساسات و عواطف ، هنگام درمان .

4- پيشنهاد و تشويق پنهان يا آشكار.

5- همساني با درمانگر يا ساير اعضاي گروه.

6- واقعيت سنجي هاي مكرر با تمرين فنون جديد سازگاري (صفحه 415)

محور اين مطالعه ، ارائه ي شش عنصري است كه توسط مارمر، بدون توجه به جهت گيري روان درماني اعم از ديناميك(پويانگر)، رفتاري يا انسان مدار، به عنوان تعيين كننده براي ايجاد تغييرات رفتاري ارائه شد .

پنج نيروي محركه يا جريان شفابخش در دوازده قدم الكلي هاي گمنام موجود است كه در زبا انجمن، در صورت تجربه يا تمرين، منتج به بهبودي از بيماري الكليسم/اعتياد، در افرادي مي شود، كه از طريق گزارشات شخصي خود را الكلي يا وابسته(معتاد)مي شناسند(ويلانت، صفحه 187).

درمان افرادي كه از هر نوع وابستگي رنج مي برند، چه به صورت الكليسم،اعتياد به موادمخدر يا قرص يا كوكائين باشد و يا هرگونه درگيري مزمن با مواد اعتياد آور ، نوعي موفقيت به شمار مي آيد؛ حتي اگر فرد ، مصرف را براي دوره اي نسبتاً كوتاه، روزها، هفته ها يا ماه ها كنار گذاشته و مبادرت به بيان مشكل خود نمايد .

به هر حال ، چنين توصيف اميد وارانه اما گنگ از موفقيت يا بهبودي ، در شرايطي كه صددرصد ارزيابي تأثير و كارآيي رويكردهاي درماني متنوع هستيم، به طور خاص كمك كننده نيست . بنابراين به عنوان واقعيتي در زمينه ي درمان و سنجش و آنچه كه از اعضاي AA در طول ساليان ( الكلي هاي گمنام صفحه 13) و از درمانگران حرفه اي وابستگي بدست آمده است ، چهار معيار و مقياس وجود داردكه مي توان گفت معرف حداقل موفقيت يا بهبودي مرحله اول از اختلال وابستگي به مواد مخدر مي باشد :

1- پرهيز از كليه مواد مخدرو اعتياد آور براي دوره يك ساله

2- عضويت و شركت منظم در يك برنامه بهبودي پويا براي رشد و تكامل ، ترجيحاً يك برنامه دوازده قدمي .

3- فرد تعهد خويش را به پرهيز از مواد مخدر به صورت مشخص و در صورت لزوم در مقابل ديگران به نمايش بگذارد و نشان دهد كه مي خواهد با هدف فقط براي امروز ، باقي ماند عمر خويش را پاك بماند .

4- كسي را كه مي توان(( پاك)) تمام عيار و ارزشي ناميد كه :

الف- پاكي را آزادانه و روزبه روز انتخاب كند

ب- در ملع عام در مورد بهبودي خود مشاركت (صحبت) كند

ج- مرتباً در حال تكرار رفتارهايي  كه تضمين كننده پاكي است باشد.

در صورتي كه شخص از تمامي مواد مخدر روان گردان براي حداقل يك سال اجتناب ورزيده، در جلسات بهبودي به طور منظم حضور به هم رساند و در ديگران اين احساس پديد آيد كه وي بر پاكي خود به صورت ((فقط براي امروز))براي باقي عمر خويش پايبند مي باشد و بدون ترديد ، پاكي خود را ارج مينهد ، مي توان گفت كه او موفقيتي حداقل داشته و در مرحله اول بهبودي است .

در سخنان يك صد نفر اول از مردان وزنان AA كه در ((پيشگفتار چاپ اول در سال 1939 )) آمده و به معيارهاي فوق اشاره شده است :

 

" ما اعضاي الكلي هاي گمنام، بيش از يك صد نفر از مردان و زنان هستيم كه از يك حالت ظاهراَ لاعلاج فكري و جسمي بهبود يافتيم. هدف اصلي اين كتاب بيان دقيق نحوه ي بهبوديمان به ساير الكلي ها مي باشد " .

باكاركردن قدمها بوده است كه عملاً هزاران نفر از مبتلايانه به وابستگي به موادمخدر ، ازجمله اعضاي خانواده ، ديگر افراد مهم در زندگي فرد و(( هم وابستگاني))كه از دوازده قدم AL-ANON  پيروي كرده و بهبود يافته اند .

آنان نسبت به وضعيت جسماني ، فكري ؛ عاطفي، روحي و روابط خود مايوس بوده اند، از اختلال فردي و خانوادگي يا بيماري اي به نام وابستگي شيميايي- طبق گزارش هاي شخصي- به بهبودي دست يافته اند .

در جزوه اي تحت عنوان((سه نشست با جامعه پزشكي توسط بيل ويلسون)) بنيان گذارAA وي در ماه مه 1944 ، تلاش مي كند تا به جامعه ي پزشكي ايالت نيويورك ، پديده بهبودي مستند و موفقيت آميز اعضاي AA را توضيح دهد .

 

نيروهای محركه شفابخش دوازده قدم

بيل ويلسون، نيروي محركه شفابخش را كه جزء لاينفك دوازده قدم مي باشد به بياني ساده و صريح به ترتيب ذيل شرح داد. به طور خلاصه ، اين قدم هابه سادگي چنين معني مي دهند:

أ‌- اعتراف به الكليسم/ اعتياد

ب‌- تجزيه و تحليل شخصيت و تخليه احساسي(پالايش روان)

ت‌- ترميم روابط شخصي

ث‌- اتكا به خداوند(نيروي برتر)

ج‌- كاركردن با ساير افراد الكلي/ معتاد

در باره اين فرايند يا نيروي محركه شفابخش موجود در دوازده قدم AA ، در كتاب مرجع الكلي هاي گمنام در فصل ((چگونگي عملكرد)) قدم ها به عنوان برنامه ي پيشنهادي براي بهبودي معرفي مي گردد. از تاريخچه و تكامل الكلي هاي گمنام ؛ از بنيانگذاران آن، بيل بيلسون و دكتر باب اسميت (BOB SMITH) از تحول و گسترش و مكتوبات دوازده قدم به تنهايي- صرف نظر از سنت هاي دوازده گانه و دوازده مفهوم خدماتي، در زماني كه دو يادگار و ميراث ديگر از سه يادگار AA مي باشد- در بسياري از قسمتهاي كتب و نشريات تاييد شده AA سخن به ميان آمده است .

خوانندگان ممكن است علاقه مند به مطالعه ي كتاب بلوغ الكلي هاي گمنام چاپ 1957 باشند كه توصيفي كاملاً تاريخي از تاسيس و رشد انجمن مي باشد ، كتاب((دكترباب و پيش كسوتان معتمد)) چاپ 1980، شرح زندگاني داستان زندگي بيل ويلسون و نحوه يانتقال پيام AA به دنيا است . هدف، تمركز و ارائه ي تفسير و توضيح نيروهاي محركه ي شفابخش دوازده قدم است؛ اگر چه اين كار مي تواند راهگشاي بررسي تاريخي AA نيز باشد .

در نيويورك در سخنراني سال 1944 بيل ويلسون براي روان پزشكان ، دوازده قدم را در قالب (( پنج فرايند)) خلاصه كرد . مطالعه ي دقيق يا بهتر بگوييم دانش و آگاهي كامل از قدم ها كه حاصل تأمل و دقت و تجربه ي مستقيم مي باشد ، نشان مي دهد كه كدام يك از قدم هاي دوازده گانه به هريك از پنج فرايند شناخته شده توسط بيل ويلسون ، ارتباط مي يابد:

 

الف- اعتراف به الكليسم/اعتياد، به قدم يك اشاره دارد.

ب- روانكاوي(تجزيه و تحليل)شخصيت و تخليه هيجاني(روان پالايي)با انجام قدم هاي 4، 5، 6، 7 كه اصولاً با يكديگر برداشته مي شوند ( همراه هستند) ، حاصل و تجربه مي شود . در انجمن AA  اين قدم ها ؛ قدم هاي(( ترازنامه))ناميده مي شود.

ج- ترميم روابط شخصي : قدم هاي 8 و 9 ، به طرح و معرفي حوادثي كه در گشته به از ميان رفتن تعادل در ارتباطات از هر نوعي ، انجاميده است مي پردازد : از قبيل ارتباط شخص با خود، با ديگران شامل : خداوند، كار، جامعه بطور كلي، يا ارتباط با نيروي برتر ناشناخته روحاني جهان( كه در AA به صورت (( خداوند آنگونه كه اورا درك مي كرديم))بيان مي شود. قدم 10 نيز يك قدم جبران و تلافي است و به منظور فراهم آوردن راهي براي تجربه تلافي و جبران روزانه ، طرح ريزي شده است تا روابط نسبتاً سالم زمان حال را حفظ نمايد .

د- اتكا به نيروي برتر ( خداوند) به قدمهاي 2، 3، 7، 11 اشاره دارد. در اصطلاحات سايكوديناميك اين قدم ها بر روي غرور كاذب (infalated ego)الكلي ها/معتادان كار مي كند.

ه – كار كردن با ساير الكلي ها /معتادان ، شامل دوازده قدم است و به تسهيل و تكميل تجربه هاي مثبت بهبودي آنان، از طريق مشاركت و صحبت با ساير الكلي ها/ معتادان در داستان زندگي كمك مي كند.

 

پنج نيروي محركه موجود در دوازده قدم در مقايسه با علم طب

بيل ويلسون پنج مفهوم پايه فوق الذكر موجود در دوازده قدم را شرح داده، محتاطانه و با دقت بر ماهيت صناعي AA و دوازده قدم آن تاكيد ورزيده است كه منظور او همان تلفيقي است بر گرفته از ؛ منابع پزشكي، روانپزشكي، مذهب وتجربيات ما از مشروب خواري و موادمخدر و بهبودي است و ما تنها اصولي را كه در مكاتب فوق وجود دارد با استفاده از تجربه هاي شخصي به زباني بيان كرده ايم كه براي الكلي ها/ معتادان قابل پذيرش و بهره برداري باشد.

مقاله ي(( سه نشست با جوامع پزشكي )) نوشته بيل ويلسون، مقايسه اي پنج مرحله اي بين توسيه هاي پزشكي و احكام ديني بدست ميده(صفحه 19).اين موارد به منظور ارتباط يافتن با پنج نيروي محركه يا عوامل شفابخش فوق الذكر موجود در دوازده قدم طرح ريزي شده اند:

1- علم طب مي گويد : الكلي ها/ معتادان، نيازمندتغييرات شخصيتي هستند.

2- طب معتقد است: بيمار بايد مورد تجزيه و تحليل ( روان كاوي ) قرار گرفته و به پالايش و تخليه كامل و راستين ذهني بپردازد .

3- طب ميگويد: نقايص اخلاقي جدي بايد از طريق خود شناسي دقيق و صحيح وسازگاري مجدد واقع بينانه با زندگي برطرف گردد .

4- طب مي گويد: كناري گيري الكلي ها/ معتادان عصبي از زندگي، تصويري از اضطراب و پرداختن به خود   (SELF-CONERN) غير طبيعي مي باشد ، او از مردم دوري گزيده است .

5- طب : الكلي ها/معتادان بايد از علايق جديد و جذابي را در زندگي بيايندو به ميان مردم بازگرداند؛ بايستي حرفه و شغل جالبي بيابد . بايد به گروه ها وفعاليت هاي اجتماعي بپيوندند يا سرگرمي هايي بيابند تا جايگزين الك/موادمخدر شود .

مقايسه فوق كه در ان علم، در عباراتي كلي و ساده بر اساس رويكردهاي سنتي خاص خود نسبت به الكلي ها( به اصطلاح امروزي افراد وابسته دارويي)مورد سنجش و مقايسه قرار گرفته است و ميان آن ها هم خواني ذاتي به چشم مي خورد ، با هدف تاكيد بر اين موضوع مطرح شده است كه مبناي دوازده قدم، برگرفته از اصول اخلاقي تاييد شده مي باشد.

هيچ يك از اين دو رويكرد، به تنهايي و به خودي خود، به شكلي گسترش در بهبودي موثر از بيماري وابستگي دارويي(الكلسيم، اعتياد به موادمخدر، سوء مصرف مواد) كارآي نداشته است (كلاين بل 1968) ،علم پزشكي(كه در اين جا موقتاً به روان درماني اطلاق مي شود) با بيان عبارت ذيل، عملاً مسئوليت نهايي را به دوش فردمي نهد:" اكنون كه مي داني چه چيز براي بهبودي لازم است، ديگر نبايد به من وابسته باشي؛ تو بايد به خود تكيه كني؛ برو و اين كار را انجام بده (سه سخن صفحه 22) 

متاسفانه، اين موضوع ثابت نشده كه بينش و نظر روان درماني به تنهايي در مبازه ي موفقيت آميز و با قدرت اعتياد، كافي باشد؛ روندي كه براي بيمار وابسته دارويي محوري و اصلي است ( ويلانت، كلاين بل، زيمبرگ، جانسون )صفحه 39 از كتاب AA  الكلي هاي گمنام ، به تعيين و بيان تجربه هاي ذكر شده در گزارش هاي شخصي الكلي ها،افرادي كه به نگارش ((كتاب بزرگ))(BIG BOOK) در سال 1938 كمك كردند، مي پردازند. چنين تجربياتي از آن زمان در طول سالها ، به طور منظم توسط صدها الكلي ، معتاد يا وابسته دارويي در جلسات مشاركت AA گزارش شده است و چنين يافته هايي توسط درمانگران كه باافراد وابسته دارويي درمحيط هاي درماني باليني متنوع، سر و كار دارند گزارش شده است( ويلانت، كلاين بل، زيمبرگ، جانسون )؛ بدين معنا كه : الكلي ها(افراد وابسته دارويي)، با تكيه بر خود شناسي به تنهايي، تقريباً بدون استثناء براي ترك مواد مخدر كاملاً ناتوان خواهند بود.

بدين ترتيب، دوازده قدم AA ، بر طب و سازگاري و توافق با اين دو، از لحاظ تاريخي و تكامل ذهني و عقلي ، اذعان دارد. ليكن بر روي اين نكته توجه مراقبت دارد كه به هنگام ياري رساندن به فرد مبتلا به وابستگي دارويي در جهت دست يابي به پاكي و بهبودي از اختلال، به هيچ يك از اين دو مقوله(طب و مذهب)منحصراً تكيه ننمايد .

به عنوان بخشي ازين تاكيد مبني بر عدم تكيه بر رويكرد طبي محض يا رويكرد مذهبي محض براي بهبودي، AA ميان اعتقادات و معنويات تميز قائل مي شود. بخش چهرم از كتاب الكلي هاي گمنام به عنوان فصل((بي اعتقادان))توضيح مي دهدكه برنامه بهبودي AA ، از واژه خداوند به هوش خلاق، روح جهان و زي بناي كليت اشياء اشاره دارد( صفحه 46)

اين نتيجه گيري كلي، از مشكلات و مسايل زاييده مذهب يا مذاهب در زمينه ي نمادها و اشاره هاي مربوط به ايمان، الهيات، باورهاي جزمي، مراسم وشعارمذهبي، بناها، مساجد، كليساها، كنيسه ها يا صومعه ها احتراز مي جويد و پيرامون تجربه هاي منفي احتمالي كه يك بيمار الكلي/ معتاد از مذهبي رسمي داشته است به تحقيق مي پردازد.

بدينسان AA كه در رويكرد عملي خود ، نخ منحصرا طبي و نه بطور خاص مذهبي است؛ با كارآيي و توان مندي منحصر به خود در جهت دست رسي و ياري رساندن به فرد مبتلا به وابستگي دارويي و حفظ اعتماد فرد الكلي /معتاد ، از طريق تجربه عميق و همدلي يك عضو AA در مشاركت در داستان الكليسم؛ تسليم يا رسيدن به آخر خط و بهبودي آنها با ديگران ( ساير بيماران الكلسيم يا اعتياد) { صفحه 18}، از طريق دوازده قدم و انجمنAA ، از جمله نشريات و كتب الكلي هاي گمنام، و تعاملات جلسات، مشاركت و حمايت دو سويه – انجمني را تشكيل داد كه در آن فرد مبتلا به وابستگي دارويي( الكلي/ معتاد) قادر است اصول طبي و مذهبي را براي خود و ديگران با موفقيت بكار بنند( سه سخن، صفحه 21 ).

اين تاكيد و اصرار AA  بر: رشد و زندگي يا بعد معنوي ( كتاب الكلي هاي گمنام صفحه 25) ، بر كاربرد عملي و تمرين بر اصول عشق بلاعوض و خدمت بلاعوض به سايرين ( صفحه 20) ، برتحقق حركت قهرمانانه آن ( بكرBECKER)به سوي تحول و به واسته احساس يگانگي و تعهد نسبت به قدرتي برتر از خود ( هاكسليHUXLEY) ، بر صداقت قاطعانه با خويشتن ( كتاب الكلي هاي گمنام صفحه 25) و بر ايجاد معنا (پيام) ؛ هدف ورزشهاي پرصلابت (فرانكل 1963) در زندگي يأس آلود گذشته است كه آميزه كار آمد از بهترين اصول پزشكي ( روان پزشكي، انواع روان درماني ، روان شناسي در مجموعه كامل از انبوه مكاتب ، من ها(EGOS)، تكفين يا نظم هاي بين فردي TRANSPERSONAL و تصورات)و اصول مذهبي(در اينجا به معناي دامنه وسيعي از سنتي هاي مذهبي يا بنيادگرايان، پيروان، اصول معنوي ، مكاتب و اغمال) در جهت كمك به ايجاد بهبودي از بيماري وابستگي دارويي براي فرد و خانواده ، پديد آورده است .

درك و آشنايي با نكات فوق، مستلزم اثبات و تاييد خرد وآگاهي و نحوه عمل افراد ياري دهنده بطور اعم، و مددكاران اعتياد بطور اخض مي باشد تا زماني كه به كمك افراد مبتلا به وابستگي دارويي و خانواده ي آنان ميشتابند، عليرغم نوع آموزش و تحصيلات و دانش يا جهت گيري هاي تكنيكي يا تئوريك( علمي ) افراد حرفه اي ( درمانگر، مددكار) كه ممكن است آنها را به تغيير نحوه عمل ترغيب نمايد.

بيماران و اعضاي خانواده شان را علاقه مند و سرگرم يك برنامه دوازده قدم مناسب كمك و بهبودي مؤثر و موجود مي نمايد، معمولاً براي بيماران وابسته، برنامه AA و براي افراد مهم زندگي فرد و اعضاء خانواده AL-ANON مي باشد           ( كلاين بل).

اين كار برد عملي مبتني بر اصول والاي اخلاقي دوازده قدم كه با اهداف درمان كه بطور اجمالي توضيح داده شد، مطابقت و هماهنگي دارد( كوري، راجرز1961)، از طرف مددكاران اعتياد، موجب اصلاح ارتباطات درماني مي شود و منابعي غني از تجربه ها و روش ها براي درمانگر و مددكاري افراد ياري دهنده به بيمار فراهم مي كند .

فرد ياري دهنده به بيمار يا درمانگر اعتياد كه تمايل به انجام دوازده قدم درماني دارد، ضروري است به نحوه صحيح وشايسته اي ، شركت بيمار و اعضاي خانواده اش را در يك برنامه دوازده قدم مناسب آغاز نمايد و به مواضات كاركرد قدمها ، كه با قدم يك شروع مي شود آنان را حمايت، تشويق و پيشرفت شان را تسهيل نمايد .

همزمان با حضور و شركت بيماران در جلسات و برنامه، همراه با آنان به كندوكاو و برسي در تجربيات اجتماعي، شناختي و عاطفي بپردازد؛ پيشنهادها و باز خورد هايي ارائه دهد كه شامل روشن كردن و توضيح وتسويه بينش و ايده ها و تسهيل چند تكليف و كار درماني بزرگتر دخيل دربهبودي كامل و سنجيده باشد، مانند ادوه،واهمه از ترك ، موضوعات مربوط به سوء استفاده و خشونت، عدم توانائي در تعين مرزها ، نيازهاي ارضاء نشده وابستگي ( زيمبرگ1978)، عزت نفس پايين، اعتمادبه نفس، مهارتهاي اساسي معيشتي (گلن 1987 GLENN)، تغيير ساختار شناختي ( اليس و برنارود1985) نظام خانوادگي و ارتباطات( كلفن 1985)، و ساير مسائل بهبودي كه در جريان پيشرونده تكاملي بهبودي فرد و خانواده و در مسير ارتباطات شفا بخش بروز ميابد.

 

شش عنصر روان درماني مارمر و ارتباط آن با الكلي هاي گمنام 

هر يك از شش عنصري كه جود مارمر ،روانپزشك ((نشانه هاي (مشترك)اصلي)) تشخيص داد (صفحه 415 ) ، هم اكنون در دامنه وسيعي از انواع روان درماني ها مانند :ديناميك(پويانگر ) ، رفتاري يا انسان مدارانه ، به نوبت و به دنبال يكديگر بررسي خواهند شد و عامل فعنصر يا بعد ارتباطي كه ممكن است در قدم هاي دوازده گانه انجمن الكلي هاي گمنام وجود داشته باشد ،شناسايي و مقايسه خواهند شد :

 

1- رهايي از فشار هيجاني (عاطفي) در شرايطي كه اميد و انتظار دريافت كمك وجود دارد

در درمان ،بيمار خواستار كمك وياري است ؛اطمينان دارد كه درمانگر قادر است اين كار را انجام دهد و به بيمار آسيبي نخواهد زد. ارتباط درماني برقرار است . بيمار از خداوند نا اميد شده و اغلب در ابتداي درمان ، اشكالي از تخليه هيجاني بروز ميكند. 

در AA  اين بخش كه عملاً در كليه انواع روان-درماني رخ ميدهد ، در بعضي از قدمهاي دوازده گانه موجود بوده و روي ميدهد كه با قدرت تمام و به طرز چشمگيري، احتمالاً با اولين روند تسليم موجود در قدم يك آغاز ميگردد .

قدم اول ميگويد: ما اقرار كرديم كه در برابر الكل / مواد مخدر ، عاجز بوديم و اختيار زندگيمان از دستمان خارج شده بود.

با برداشتن اين قدم تسليم افراد الكلي و وابسته دارويي در حال بهبودي ،عموما از تجربه روشني از آرامش وتسكين آميخته بااحساس اميدواري به درجات مختلف،خبرميدهند.براي عده يي ،اين همساني identificationو پالايش ونمودرهايي از تنش مفرط ناشي ازانكار شناختي وعاطفي ورهايي از استرس هاي جانبه وابستگي دارويي پيشرونده (الكليسم/اعتياد) درجلسات ََAA رخ داده و بيان ميشودكه عملاً همزمان با تسليم و(InternaIizedوپذيرش بيماري و ورود به AA و فرايند بهبودي است.

در كنار سايرين،خاطره حالات عاطفي و احساسات گذشته به ذهن باز مي گردد. مساله هر چه باشد ، تازه واردان به AAوروند بهبودي دوازده قدم،تقريباً هميشه در زماني ، به زبان خاص خودوباتوانايهاي متفاوت در بيان،برداشت خود را به اين شكل اعلام مي دارند كه در AA ،براي اين مشكل مي تواند كمكي دريافت كنند كه نه قدرت اراده و خودشناسي ،مقامي اجتماعي ،پول،ثروت ودارايي،ونه شهرت قادر به تسكين ان بوده است .

زماني كه براي نخستين بار قدم به AA گذاشتم مي دانستم كه بي نتيجه خواهد بود و من اجباراً بايستي به بيمارستان رواني CARMARILLO بازگردم يا سرانجامدست به خودكشي بزنم . اما به تدريج به اين نكته پي بردم كه شما ،به راستي به من اهميت داده ،به فكر بوديد تا انجا كه ديگر لازم نبود تنها بمانم ،دانستم كه ساير زناني كه به مراتب بدتر از من بودند(وضعيتي بدتر از داشتند)،در اين مكان به موفقيت دست يافتند.دانستم كه مي توانم زندگي كنم.اندكي اميدوارشدم. پروردگارا،بي نهايت سپاسگزارم (عضو گمنام AA در يكي از جلسات مشاركت AA )

قدم دوم:ماايمان اورديم كه نيروي برتر از ما ،مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند ؛متضمن اين اعتقاد است كه براي الكلي هاي گرفتار (معتادان؛افراد وابسته )كمك وجود دارد.

قدم سوم:ما تصميم گرفتيم كه اراده و زندگي مان را به مراقبت خداوند،همانگونه كه اورا درك مي كرديم بسپاريم ؛ سپردن اراده  و قدرت خود به نيروي برتر از خودمان (EGO)مي باشد.

ترازنامهAAًً،شامل قدمهاي 4و5 مي باشد كه در ان فرد ،ترازنامي اخلاقي موشكافانه وشجاعانه از خود تهيه ميكند و در پيشگاه پروردگار،در برابر خود و شخص ديگري به ماهيت دقيق خطاهاي خود اعتراف مي كند و ،در جهت رهايي از احساسات ناخوشايند در شرايطي كه اميد و انتظار دريافتكمك وجود دارد عمل مي كند .

 

2- يادگيري تشخيص ريشه هاي مشكلات بيمار

درجلسات و مشاوره هاي خصوصي ،يا در طول مشاركت و گوش فرا دادن وشركت در گروها ،بيماران در زمينه ي ريشه هاي مشكلات خود به آموزش هاي فراواني دست مي يابند تا به سطحي از پذيرش شرايط خود ،كه هم اكنون شناخته شده است، نا يل آيند.

در كتاب مرجع انجمن الكلي هاي گمنام ، الكليسم را يك نا خوشي معرفي مي كند (صفحه 18)مفهوم بيماري براي فرد تازه وارد به AA، مهمترين حقيقت مشاركت در بهبودي است كه مطرح مي شود، الكليسم (وابستگي شيميايي) به خودي خود اگر نه به عنوان اساس تمامي مشكلات ؛ گرفتاري ها؛ يا عدم كنترل پذيري جسم ؛ذهن؛ عواطف وهيجانات ؛ روح و روان وروابط؛ ليكن به عنوان اساس اكثريت آنها جلوه و خودنمايي مي كند ،

بيماران الكلي/معتاد، مي آوزند كه به الكليسم/وابستگي شيميائي به عنوان بيماري خانوادگي كه مستلزم تغييرات و رشد تمامي اعضاء خانواده و آشتي با آنهاست، بنگرند.

آموزش هاي پايه و بسيار حياتي مانند" اين اولين جرعه، تزريق يا قرص است كه تو را مست يا نشئه مي كند" ، پيوسته تكرار مي شود تا به بيماران تازه وارد در پيشگيري از مشكل اصلي مستي يا نشئگي كمك كند.

بدين ترتيب، در زمينه ي ريشه ي مشكلات فرد ، گونه هاي متفاوتي از آمزش شناختي در AA ، در مشاركتي كه به خودي خود در جلسات پديد مي آيد و در (( كتاب بزرگ))( كتاب مرجع صميمي الكلي هاي گمنام) در دسترس قرار مي گيرد، ليكن مفهوم بيماري و مفهوم ناتواني- بدون كمك از عهده ما خارج است( كتاب الكلي هاي گمنام صفحه 59)- توضيحات گسترده و عميق تري براي الكلي ها/ معتادان، در مورد اساس مشكلاتشان فراهم مي نمايد.

 

3- باز سازي كنشي در جهت الگوهاي سازگارتر رفتاري، به وسيله نشانه هاي رضايت- عدم رضايت آشكار و پنهان، و همچنين از طريق تجربه ي احساسات در درمان.

در درمان، نشانه هاي رضايت- عدم رضايت، از طريق درمانگر ايجاد مي شود؛ كسي كه احتمالاً قادر است علاوه بر اين، به بيمار به منظور تصحيح يا تغيير رفتارهاي معين، الگوي شناختي يا حالات عاطفي از طريق تجربه ي احساسات در من درمان ياري رساند .

در جلسات الكلي هاي گمنام، پاكي به شدت تقويت مي گردد. لغزش يا سرگيري مشروب خواري ، يا مصرف داروهاي اعتياد آور ديگر محو و ناپديد مي گردد. فرد لغزش كننده- SLIPPER يا RELAPSER – به ادامه بازگشت تشويق مي گردد، اوشخصاً مورد سرزنش يا تنبيه قرار نمي گيرد ولي محبت و همدردي و كمك زياده از حد نيز دريافت نخواهد كرد .

صداقت ، پيوسته به عنوان الگوي رفتاري سازگارترواضح و روشن تقويت مي شود، جلساتAA ، غالباً سرشار از داستان هايي در مورد خاصيت و تاثير صداقت است:" به رييس خود گفتم كه الكلي هستم و به AA مي روم، بر خلاف تصورم، او به جاي اخراج من گفت: عالي است،اكنون به سر كارت باز گرد؛ دو ماه بعد ترفيع گرفتم " (عضو گمنام AA ). به تازه واردان AA گفته مي شود: شما به اندازه ي اسرارتان بيماريد. مشاركت مملو از احساس و عاطفه در جلسه ي AA ، مورد حمايت وتشويق قرار مي گيرد .

 

4- پيشنهاد و تشويق ، پنهان يا آشكار

اشكال مختلف تشويق و پيشنهاد آشكار يا پنهان كه در دامنه وسيعي از شرايط درماني، از درمان فرد محور((personcentered)) ( راجرز1961)، يا رفتار درماني گرفته تا روانشناسي تحليلي يونگ( سينگر1972) يا درمان عقلي- عاطفي( اليس 1979) در جلسات AA ، در كنار يكديگر قرار گرفته، ارائه مي شود .

در جلسات به همه افراد توصيه مي شود كه (( دوباره باز گردند)) . شعارها و كلمات قصاري كه زينت بخش بيشتر مكان ها و سالن هاي جلسات مي باشد ودر طول جلسات پيوسته تكرار مي شوند همچون:خونسرد باش،دست پاچه نشو ،زندگي كن و بگزار زندگي كنند،روز به روز ،همراه با تكرار و بازگويي داستان هايي از الكليسم فعال، تسليم و بهبودي ، محيطي سرشار و يك دست از پيشنهاد و تشويق آشكار و پنهان براي فرد مبتلا به وابستگي ايجاد مي كند .

 

5- همساني با درمانگر يا سا ير اعضاي گروه

اين نيروي روان درماني كه دكتر جود مارمر به عنوان يكي از شش نشانه ي اصلي مرسوم و متعارف بيشتر انواع روان درماني – ديناميك (پويه نگر)،رفتاري ، انسان مدارانه-شناسايي و معرفي كرده است ، در محيطهاي در ماني سنتي ، به صورت : همساني با درمانگر يا سا ير اعضاي گروه اعضاي گروه پديد مي آيد.اين پديده همساني در AA  نيز رخ مي دهد . روند همساني اوليه ، همان روند همساني به عنوان يك الكلي / معتاد است .(من شرلي يك الكلي هستم)(عضو گمنام AA) .همساني با گروه ، يك آرمان بر تر محسوب مي شود . براي عده اي مفهوم اوليه قدرت برتر ، گروه يا آل ها يا اصول الكليهاي گمنام است .

تمايز AA با ساير گروه ها ، از طريق فقدان افرادي تحت عنوان رييس و وظا يف (عملكردهاي) نمونه هاي همسان صورت مي گيرد كه ميزان با لا يي از اعتماد و همساني دو جا نبه را ميان اعضا ميسر مي سا زد .

سومين سنت AA مي گويد ،(تنها شرط عضويت در AA تمايل به ترك الكل (مواد مخدر ) مي با شد.)  (دوازده قدم و دوازده سنت ، صفحه 139 ) ، ( اگر بگوييد كه عضو AA هستيد ؛ پس عضو AA مي با شيد.) (عضو گمنام AA ).

اعضاي AA تشويق مي شوند كه خود را در گرو هي ( خا نوا دگي ) احساس كنند ، جايي كه احساسات خو د را به را حت ترين شكل ، در ميان هم گروه هاي خود بيان مي نمايند و نيز به حضور در جلسات به طور منظم تر غيب مي شوند .

 

6- واقعيت سنجي هاي مكرر يا تمرين فنون جديد سازگاري

در درمان ، تمرين مكرر در شكل هاي مختلف فنون سازگاري ، براي تقويت مرزها و محدوده هاي من ( EGO  ) صورت مي گيرد . به طور خلاصه ،اين بخش از كتاب به ارائه ي پنج جريان يا نيروي محركه شفا بخش كه در دوازده قدم الكلي هاي گمنام كاربرد و جريان دارد ، مي پردازد كه بدواً توسط بيل ويلسون بنيان گذار الكلي هاي گمنام در كتاب (سه سخنراني با جا معه ي پزشكي ) توضيح داده شده است .

آن پنج عنصر به موارد زير خلا صه شده اند :

الف -اعترافبه الكليسم / اعتياد ( قدم 1 )

ب- روانكاري ( تجزيه و تحليل ) شخصيت و تخليه احساسات ( قدمهاي،4،5،6و7)

ج- ترميم روابط شخصي (قدم هاي 8،9و10)

د- تكيه و توكل بر نيروي برتر ( خداوند ) ( قدم ها ي 2،3و 11). 

ه- كار كردن با سا ير الكلي ها / معتادان ( قدم 12).

شش نشاني كه دكتر جود ما مر ، در تحقيقات خود ، آنها را به طور كلي ، در تمام انواع روان درماني ها ، اساسي ومشترك به شمار اورده است ، روان درماني دينا ميك (پويه نكر) ، رفتاري ، انسان مدارانه ، هريك مورد برسي و مقايسهبا AA ، انجمن هاي آن ، جلسات و نوشته ها مشخص شود . 

 

ادامه دارد ...

 

نویسنده: بابک امینی کارشناس مشاوره در پیشگیری از لغزش و مدیر مرکز درمان اعتیاد و پیشگیری از لغزش شوق زندگی

مرکز درمان اعتیاد و پیشگیری از لغزش شوق زندگی روزهای شنبه تا پنجشنبه از ساعت ۱۰ الی ۲۱ آماده ارائه خدمات به شما عزیزان است.

میدان انقلاب، خیابان کارگر شمالی، نرسیده به بلوار کشاورز، بن بست گیتی، پلاک ۲، واحد ۵ 

تلفن 66907971 | همراه 09196269518

مشاوره تلفنی با همراه به صورت شبانه روزی می‌باشد

دی ان ان